سلام و سلوم . خیییییلی تغییر کردیم خیلیییییی. اومدم سری بزنم دیدم سه سااااال گذشته
از موقعی که وبلاگ نویسی میکردم.الان بنده سرم هنوزم شلوغه و اتفاقا کلی جنگ و جدال هم بهش اضافه شده ( با مدیر عامل نکبت عوضی بووووقتازه گردن درد و دست درد ، هم بهش اضافه گردیده بس که 6 سال پای سیستمکار بکردیم و کارررر برای چندغازان حقوق.یه ماه پیش بابت همین حقوقات و معوقات جنگیدیم و پیروز در بیامدیم . سه سال قبل امید بود که رستگار شویم و نشدیم و بدتر هم شدیم و دیگر هم نمیشویم . بای تا بوی
برچسب:
نویسنده: باران نظری
میگما یه گونی بزرگ پیاز و هویج برامون آورد خب بیا خودتم کمک کن عه ! هی من هیچی نمیگم .میگما طبیعیه که من دیگه خیلی زود از هر چیزی شاد نمیشم . اشتباه نکن افسرده نیستم .
میگما تعطیلات زیاد نشده . عه ! اشتباه نکن شده دیگهمیگما طبیعیه که من هر چی میخورم وزنم همون میمونه و چاق نمیشم. اشتباه نکن انگل ندارم.میگما دلم چای و شکلات میخوام طبیعیه آیا ؟ اتفاقا ایندفعه اشتباه کنها راستی یه چیزی فکر کنم این طبیعیه . زیرا که مدیر عامل نکبتمون رو دارن اخراج میکننخب البته الان شاید برم به رستگاری فکر کنم.
برچسب:
نویسنده: باران نظری

اون رفته جایی که باید میرفت . به زور . نمیدونم چرا ولی باید اینجوری میشد . میدونی بعد از اون من از صدای سه چیز وحشت دارم : یکی زنگ گوشی مامانم - یکی زنگ در و دیگری صدای موتور پشت پنجره اتاقم دیگه نمیخوام ببینمش . حتی صداشو بشنوم . استرس میگیرم. وحشت دارم. آرزو کردم وقتی اون میاد من یه جای دیگه باشم . یه جای خوب . پر از آرامش لعنت بهت اه
برچسب:
نویسنده: باران نظری

میدونی توی کار خدا موندم . طرف مادرش بسته به جونش هست ولی داره ازش میگیره . براش آرزوها داره . بهم گفته.. ولی یهو ورق بر میگرده . انتظار چیز بدیه ...... اینکه هر روز منتظر معجزه ای از خدا باشی و علایمی نبینی قط دعا و بس ..... همین خوبه حداقل دل به اون بالا دادن. دوم اینکه بازم اونی که باعث استرس و وحشته داره بر میگرده ....... پناه برده ام به آنی که رستگارم نکرد ...........
برچسب:
نویسنده: باران نظری
گفته باشم این قرص تیروئید هم ما را گرفتار کرده به خدا . هی نرفتیم آزمایش بدهیم هی به خودمان نرسیدیم هی کار برایمان مهمتر از
سلامتی مان شد و خیلی هی های دگرو اینگونه شد که تیروئید جان بر ما سلام بکرد و گفت : ما شما را رستگار نمیکنیم تا باشد که به خودتان آیید و ما را به سلامتی وجود تان برگردانید. اکنون نزدیک به دو ماه و اندی هست که این قرص مهمان وجودمان شده و جا خوش کرده و فعلاقصد ترک ما را ندارد تا ببینیم درآزمایشات بعدهامان چه ها بشود .........کلا اینروزها نوسانات هورمونها و اینها داریم .......
برچسب:
نویسنده: باران نظری
اطلاعات جدیدی درباره «1400/01/01» منتشر شده که در ادامه مرور میکنیم. آخرین بررسیها نشان میدهد سلااااااااااام. ما اومدیییم اونم بعد مدتهااااااا. یهو توی 1400 یاد این وبلاگ و وبلاگ نویسی و اینکه یه زمونی دست به تایپ بودم افتادم. اینقدر شرایط کاری و کروناهمه چیز رو از یادم... در ادامه تمامی اطلاعات منتشرشده را مرور میکنیم.سلااااااااااام. ما اومدیییم اونم بعد مدتهااااااا. یهو توی 1400 یاد این وبلاگ و وبلاگ نویسی و اینکه یه زمونی دست به تایپ بودم افتادم. اینقدر شرایط کاری و کروناهمه چیز رو از یا
برچسب:
نویسنده: باران نظری
اگر به دنبال آخرین جزئیات درباره «جیر جیرکها در شب میخوانند» هستید، ادامه این گزارش را بخوانید. آخرین بررسیها نشان میدهد بَعدِ یَه مِدَت اومِدُم وِب ، حالو میبِنُم اَی دِلِ بی خَیال ! قالُبُم تِرکیده و پوکیدَه ..... حالو اینَم کاریه خو ؟اَی لَجِش رَفتُم یَی قالِبِ زشت و بی نِمَک گُذاشتَیم که دِلوم... در ادامه تمامی اطلاعات منتشرشده را مرور میکنیم.بَعدِ یَه مِدَت اومِدُم وِب ، حالو میبِنُم اَی دِلِ بی خَیال ! قالُبُم تِرکیده و پوکیدَه ..... حالو اینَم کاریه خو ؟اَی لَجِش رَفتُم یَی قالِبِ زشت
برچسب:
نویسنده: باران نظری
اطلاعات جدیدی درباره «سالها قبل که بودم» منتشر شده که در ادامه مرور میکنیم. بر اساس اطلاعات منتشرشده، سلام و سلوم . خیییییلی تغییر کردیم خیلیییییی. اومدم سری بزنم دیدم سه سااااال گذشتهاز موقعی که وبلاگ نویسی میکردم.الان بنده سرم هنوزم شلوغه و اتفاقا کلی جنگ و جدال هم بهش اضافه شده... در ادامه مهمترین نکات این گزارش ارائه شده است.سلام و سلوم . خیییییلی تغییر کردیم خیلیییییی. اومدم سری بزنم دیدم سه سااااال گذشتهاز موقعی که وبلاگ نویسی میکردم.الان بنده سرم هنوزم شلوغه و اتفاقا کلی جنگ و جدال هم ب
برچسب:
نویسنده: باران نظری
گزارشهای تازه درباره «خنده ممنوع /» منتشر شده است. آنچه تاکنون منتشر شده حاکی از آن است که میگما یه گونی بزرگ پیاز و هویج برامون آورد خب بیا خودتم کمک کن عه ! هی من هیچی نمیگم . میگما طبیعیه که من دیگه خیلی زود از هر چیزی شاد نمیشم . اشتباه نکن افسرده نیستم . میگما... در ادامه تمامی اطلاعات منتشرشده را مرور میکنیم. میگما یه گونی بزرگ پیاز و هویج برامون آورد خب بیا خودتم کمک کن عه ! هی من هیچی نمیگم . میگما طبیعیه که من دیگه خیلی زود از هر چیزی شاد نمیشم . اشتباه نکن افسرده نیستم . میگما تعطی
برچسب:
نویسنده: باران نظری
برچسب:
نویسنده: باران نظری
برچسب:
نویسنده: باران نظری
خب اینم از همکار جدید که فردا میاد پیش
من البته فقط چند ماه برای گذروندن ماموریتش.
واقعا هوا گرم شده اوووووف.. مخصوصا آش
تند و تیزی که الان خوردم بدترم شدم...
اگه به من بود که هست همین الان میرفتم یه تخت
میخوابیدم... خب فعلا ...
برچسب:
نویسنده: باران نظری
دوباره همکار جان برای ماموریت میاد پیش بنده و
احتمالا مدت زیادی هم خواهند ماند.. خب به من
چه... مدیر عامل جان میشه دفعه بعد دقیقه نودی
نباشی؟ لطفا؟! میزنم شل و پل و لهیدت میکنما...
راستی آقای فلانی خیلی پسر خاله نشو، امروز اومده
همین که یه نمه مهربون میشم سریع خودشو پشت
سیستم ولو میکنه پررررررو والا والا والا.....
اصلا خیلی هم اعصاب دارم فهمیدی؟
بای بوی...
برچسب:
نویسنده: باران نظری
مهمان جان برای شام یک جگرکی راه انداخته
که نگوووو... ینی نگو نه اصلا بگو.....
بروم که اگر نروم همه را میخورَندَندی و
از برای ما چیزی باقی نمانَندی....
برچسب:
نویسنده: باران نظری
ینی د را چنان به ورزش واداشتیم و تحرکی به او
ببخشیدیم که در عمرش ندیده بود... بگذریم...
همکار از کرونا میترسد بیش از حد و حدود، برایش
عددی ماسک و دستکش ببردیم و اینگونه رستگار بشدیم
و اما من که یک عدد شربت سرفه را چنان سر
بکشیدم که اکنون حالت یک عدد
برچسب:
نویسنده: باران نظری