خرید بک لینک
سلام و سلوم . خیییییلی تغییر کردیم خیلیییییی. اومدم سری بزنم دیدم سه سااااال گذشته از موقعی که وبلاگ نویسی میکردم.الان بنده سرم هنوزم شلوغه و اتفاقا کلی جنگ و جدال هم بهش اضافه شده ( با مدیر عامل نکبت عوضی بووووقتازه گردن درد و دست درد ، هم بهش اضافه گردیده بس که 6 سال پای سیستمکار بکردیم و کارررر برای چندغازان حقوق.یه ماه پیش بابت همین حقوقات و معوقات جنگیدیم و پیروز در بیامدیم . سه سال قبل امید بود که رستگار شویم و نشدیم و بدتر هم شدیم و دیگر هم نمیشویم . بای تا بویادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 9:50

میگما یه گونی بزرگ پیاز و هویج برامون آورد خب بیا خودتم کمک کن عه ! هی من هیچی نمیگم .میگما طبیعیه که من دیگه خیلی زود از هر چیزی شاد نمیشم . اشتباه نکن افسرده نیستم . میگما تعطیلات زیاد نشده . عه ! اشتباه نکن شده دیگهمیگما طبیعیه که من هر چی میخورم وزنم همون میمونه و چاق نمیشم. اشتباه نکن انگل ندارم.میگما دلم چای و شکلات میخوام طبیعیه آیا ؟ اتفاقا ایندفعه اشتباه کنها راستی یه چیزی فکر کنم این طبیعیه . زیرا که مدیر عامل نکبتمون رو دارن اخراج میکننخب البته الان شاید برم به رستگاری فکر کنم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 9:50

سهمی که سهم من نبود ...

اون رفته جایی که باید میرفت . به زور . نمیدونم چرا ولی باید اینجوری میشد . میدونی بعد از اون من از صدای سه چیز وحشت دارم : یکی زنگ گوشی مامانم - یکی زنگ در و دیگری صدای موتور پشت پنجره اتاقم دیگه نمیخوام ببینمش . حتی صداشو بشنوم . استرس میگیرم. وحشت دارم. آرزو کردم وقتی اون میاد من یه جای دیگه باشم . یه جای خوب . پر از آرامش لعنت بهت اه

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 9:50

عاقبت ما

میدونی توی کار خدا موندم . طرف مادرش بسته به جونش هست ولی داره ازش میگیره . براش آرزوها داره . بهم گفته.. ولی یهو ورق بر میگرده . انتظار چیز بدیه ...... اینکه هر روز منتظر معجزه ای از خدا باشی و علایمی نبینی قط دعا و بس ..... همین خوبه حداقل دل به اون بالا دادن. دوم اینکه بازم اونی که باعث استرس و وحشته داره بر میگرده ....... پناه برده ام به آنی که رستگارم نکرد ...........

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 9:50

گفته باشم این قرص تیروئید هم ما را گرفتار کرده به خدا . هی نرفتیم آزمایش بدهیم هی به خودمان نرسیدیم هی کار برایمان مهمتر از سلامتی مان شد و خیلی هی های دگرو اینگونه شد که تیروئید جان بر ما سلام بکرد و گفت : ما شما را رستگار نمیکنیم تا باشد که به خودتان آیید و ما را به سلامتی وجود تان برگردانید. اکنون نزدیک به دو ماه و اندی هست که این قرص مهمان وجودمان شده و جا خوش کرده و فعلاقصد ترک ما را ندارد تا ببینیم درآزمایشات بعدهامان چه ها بشود .........کلا اینروزها نوسانات هورمونها و اینها داریم .......ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 9:50

اطلاعات جدیدی درباره «1400/01/01» منتشر شده که در ادامه مرور می‌کنیم. آخرین بررسی‌ها نشان می‌دهد سلااااااااااام. ما اومدیییم اونم بعد مدتهااااااا. یهو توی 1400 یاد این وبلاگ و وبلاگ نویسی و اینکه یه زمونی دست به تایپ بودم افتادم. اینقدر شرایط کاری و کروناهمه چیز رو از یادم... در ادامه تمامی اطلاعات منتشرشده را مرور می‌کنیم.سلااااااااااام. ما اومدیییم اونم بعد مدتهااااااا.  یهو توی 1400 یاد این وبلاگ و وبلاگ نویسی و اینکه یه زمونی دست به تایپ بودم افتادم. اینقدر شرایط کاری و کروناهمه چیز رو از یاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 1:29

اگر به دنبال آخرین جزئیات درباره «جیر جیرکها در شب میخوانند» هستید، ادامه این گزارش را بخوانید. آخرین بررسی‌ها نشان می‌دهد بَعدِ یَه مِدَت اومِدُم وِب ، حالو میبِنُم اَی دِلِ بی خَیال ! قالُبُم تِرکیده و پوکیدَه ..... حالو اینَم کاریه خو ؟اَی لَجِش رَفتُم یَی قالِبِ زشت و بی نِمَک گُذاشتَیم که دِلوم... در ادامه تمامی اطلاعات منتشرشده را مرور می‌کنیم.بَعدِ  یَه مِدَت اومِدُم وِب ، حالو میبِنُم اَی دِلِ بی خَیال ! قالُبُم تِرکیده و پوکیدَه ..... حالو اینَم کاریه خو ؟اَی لَجِش رَفتُم یَی قالِبِ زشتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 1:29

اطلاعات جدیدی درباره «سالها قبل که بودم» منتشر شده که در ادامه مرور می‌کنیم. بر اساس اطلاعات منتشرشده، سلام و سلوم . خیییییلی تغییر کردیم خیلیییییی. اومدم سری بزنم دیدم سه سااااال گذشتهاز موقعی که وبلاگ نویسی میکردم.الان بنده سرم هنوزم شلوغه و اتفاقا کلی جنگ و جدال هم بهش اضافه شده... در ادامه مهم‌ترین نکات این گزارش ارائه شده است.سلام و سلوم . خیییییلی تغییر کردیم خیلیییییی. اومدم سری بزنم دیدم سه سااااال گذشتهاز موقعی که وبلاگ نویسی میکردم.الان بنده سرم هنوزم شلوغه و اتفاقا کلی جنگ و جدال هم بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 1:29

گزارش‌های تازه درباره «خنده ممنوع /» منتشر شده است. آنچه تاکنون منتشر شده حاکی از آن است که میگما یه گونی بزرگ پیاز و هویج برامون آورد خب بیا خودتم کمک کن عه ! هی من هیچی نمیگم . میگما طبیعیه که من دیگه خیلی زود از هر چیزی شاد نمیشم . اشتباه نکن افسرده نیستم . میگما... در ادامه تمامی اطلاعات منتشرشده را مرور می‌کنیم. میگما یه گونی بزرگ پیاز و هویج برامون آورد خب بیا خودتم کمک کن عه ! هی من هیچی نمیگم . میگما طبیعیه که من دیگه خیلی زود از هر چیزی شاد نمیشم . اشتباه نکن افسرده نیستم . میگما تعطیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 1:29

بنده فارغ التحصیل کارشناسی گرافیک و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد حسابداری هستم... این دو به هم ربطی داره آیا؟؟باید اینو بگم که مطالب وبلاگ دل نوشته و تراوشات ذهنی خودم هست . ضمنا در مورد لینک کردن باید بگم افرادی را لینک میکنم که :1 : یا جز دوستان صمیمی من باشند.2: یا مدتی است وبلاگ آنها را می خوانم و آنها هم متقابلا مرا می خوانند.3: یا تقریبا با روحیات من نزدیکی داشته باشد ،که این را دیگه خودم تشخیص میدهم.4:ممکنه خواننده وبلاگ ،سه ویژگی بالا رو داشته باشه اما باز هم لینک نشه(شرمنده )ضمنا این رو هم اضافه کنم : چون بعضی از خوانندگان محترم وبلاگم، تقاضای به نمایش گذاشتن آثار و کارهای گرافیکی من رو دارند باید عرض کنم باهاشون موافق نیستم. چون من این وبلاگ رو زدم که دلنوشته ها و خاطرات و وقایع جالب که اتفاق می افته در معرض دیدعموم بذارم و معتقدم که گذاشتن کارام = با کپی برداری و پخش شدن در فضای مجازی .هر کسی که میادبه وبلاگ و نظری میده لطفا توقع نداشته باشه باید حتما من هم برم و براش نظر بذارم. من فقط برای دوستانی که مایلم نظر میذارم مدتیه بعضی ها حرفهای مسخره ای چون: تو مغروری، خیلی از خودت مچکری، خیلی به خودت مینازی وکلی اراجیف دیگه به من میگن که من از همین وبلاگ بهشون با صدای بلند فریاد میزنم :هر طور که دوست دارین در مورد من فکر کنین راحت باشین،من همون دختری هستم که خودم از خودم شناخت دارم و هیچکدام از این کلمات که به من میگین نبودم-نیستم و نخواهم بود و همیشه سعی کنید تو دنیای مجازی آدمها رو از دیدی که خودتون تصور میکنید نبینید چون دقیقا برعکسه! حالا از این به بعد هر چه قدر دلتون خواست بیایید و عقده دلتون رو سر من خالی کنید! من آماده ام!!---------------------------------------ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: جمعه 17 تير 1401 ساعت: 22:24

بَعدِ  یَه مِدَت اومِدُم وِب ، حالو میبِنُم اَی دِلِ بی خَیال ! قالُبُم تِرکیده و پوکیدَه ..... حالو اینَم کاریه خو ؟اَی لَجِش رَفتُم یَی قالِبِ زشت و بی نِمَک گُذاشتَیم که دِلوم هَمچی حال وَیاد ..... اَصلا سِرُم شُلوغِ . مَی وَتانِم ( مگه میتوانم ) وِیام ( بیام) دستی و خَطی بَنویسِم ؟ نه .... خو دِیَه وَرِم .فعلا هَمی قالب پوکیده تِحَمُل بِفِرمایید تا بعدا شایِد یَه وقتِ دیگه ای بَیام و تغییر بَدُم .......  تامااااااام ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: جمعه 17 تير 1401 ساعت: 22:24

خب اینم از همکار جدید که فردا میاد پیش

من البته فقط چند ماه برای گذروندن ماموریتش.

واقعا هوا گرم شده اوووووف.. مخصوصا آش

تند و تیزی که الان خوردم بدترم شدم...

اگه به من بود که هست همین الان میرفتم یه تخت

میخوابیدم... خب فعلا ...

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:45

دوباره همکار جان برای ماموریت میاد پیش بنده و

احتمالا مدت زیادی هم خواهند ماند.. خب به من

چه... مدیر عامل جان میشه دفعه بعد دقیقه نودی

نباشی؟ لطفا؟! میزنم شل و پل و لهیدت میکنما...

راستی آقای فلانی خیلی پسر خاله نشو، امروز اومده

همین که یه نمه مهربون میشم سریع خودشو پشت

سیستم ولو میکنه پررررررو والا والا والا.....

اصلا خیلی هم اعصاب دارم فهمیدی؟

بای بوی...

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:45

مهمان جان برای شام یک جگرکی راه انداخته

که نگوووو... ینی نگو نه اصلا بگو.....

بروم که اگر نروم همه را میخورَندَندی و

از برای ما چیزی باقی نمانَندی....

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:45

ینی د را چنان به ورزش واداشتیم و تحرکی به او ببخشیدیم که در عمرش ندیده بود... بگذریم... همکار از کرونا میترسد بیش از حد و حدود، برایش عددی ماسک و دستکش ببردیم و اینگونه رستگار بشدیم و اما من که یک عدد شربت سرفه را چنان سر بکشیدم که اکنون حالت یک عدد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:45

صفحه بندی