سالها قبل که بودم
-
تاریخ: 1405/6/26 ساعت: 9:50
سلام و سلوم . خیییییلی تغییر کردیم خیلیییییی. اومدم سری بزنم دیدم سه سااااال گذشته از موقعی که وبلاگ نویسی میکردم.الان بنده سرم هنوزم شلوغه و اتفاقا کلی جنگ و جدال هم بهش اضافه شده ( با مدیر عامل نکبت عوضی بووووقتازه گردن درد و دست درد ، هم بهش اضافه گردیده بس که 6 سال پای سیستمکار بکردیم و کارررر ب...
خنده ممنوع /
-
تاریخ: 1405/6/26 ساعت: 9:50
میگما یه گونی بزرگ پیاز و هویج برامون آورد خب بیا خودتم کمک کن عه ! هی من هیچی نمیگم .میگما طبیعیه که من دیگه خیلی زود از هر چیزی شاد نمیشم . اشتباه نکن افسرده نیستم . میگما تعطیلات زیاد نشده . عه ! اشتباه نکن شده دیگهمیگما طبیعیه که من هر چی میخورم وزنم همون میمونه و چاق نمیشم. اشتباه نکن انگل ندار...
سهمی که سهم من نبود
-
تاریخ: 1405/6/26 ساعت: 9:50
اون رفته جایی که باید میرفت . به زور . نمیدونم چرا ولی باید اینجوری میشد . میدونی بعد از اون من از صدای سه چیز وحشت دارم : یکی زنگ گوشی مامانم - یکی زنگ در و دیگری صدای موتور پشت پنجره اتاقم دیگه نمیخوام ببینمش . حتی صداشو بشنوم . استرس میگیرم. وحشت دارم. آرزو کردم وقتی اون میاد من یه جای دیگه باشم ...
عاقبت ما
-
تاریخ: 1405/6/26 ساعت: 9:50
میدونی توی کار خدا موندم . طرف مادرش بسته به جونش هست ولی داره ازش میگیره . براش آرزوها داره . بهم گفته.. ولی یهو ورق بر میگرده . انتظار چیز بدیه ...... اینکه هر روز منتظر معجزه ای از خدا باشی و علایمی نبینی قط دعا و بس ..... همین خوبه حداقل دل به اون بالا دادن. دوم اینکه بازم اونی که باعث استرس و و...
تیروئید
-
تاریخ: 1405/6/26 ساعت: 9:50
گفته باشم این قرص تیروئید هم ما را گرفتار کرده به خدا . هی نرفتیم آزمایش بدهیم هی به خودمان نرسیدیم هی کار برایمان مهمتر از سلامتی مان شد و خیلی هی های دگرو اینگونه شد که تیروئید جان بر ما سلام بکرد و گفت : ما شما را رستگار نمیکنیم تا باشد که به خودتان آیید و ما را به سلامتی وجود تان برگردانید. اکنو...
1400/01/01؛ زمان پخش و جزئیات جدید
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 1:29
اطلاعات جدیدی درباره «1400/01/01» منتشر شده که در ادامه مرور میکنیم. آخرین بررسیها نشان میدهد سلااااااااااام. ما اومدیییم اونم بعد مدتهااااااا. یهو توی 1400 یاد این وبلاگ و وبلاگ نویسی و اینکه یه زمونی دست به تایپ بودم افتادم. اینقدر شرایط کاری و کروناهمه چیز رو از یادم... در ادامه تمامی اطلاعات ...
راهنمای کامل جیر جیرکها شب میخوانند
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 1:29
اگر به دنبال آخرین جزئیات درباره «جیر جیرکها در شب میخوانند» هستید، ادامه این گزارش را بخوانید. آخرین بررسیها نشان میدهد بَعدِ یَه مِدَت اومِدُم وِب ، حالو میبِنُم اَی دِلِ بی خَیال ! قالُبُم تِرکیده و پوکیدَه ..... حالو اینَم کاریه خو ؟اَی لَجِش رَفتُم یَی قالِبِ زشت و بی نِمَک گُذاشتَیم که دِلوم...
سالها قبل بودم؛ زمان پخش و جزئیات جدید
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 1:29
اطلاعات جدیدی درباره «سالها قبل که بودم» منتشر شده که در ادامه مرور میکنیم. بر اساس اطلاعات منتشرشده، سلام و سلوم . خیییییلی تغییر کردیم خیلیییییی. اومدم سری بزنم دیدم سه سااااال گذشتهاز موقعی که وبلاگ نویسی میکردم.الان بنده سرم هنوزم شلوغه و اتفاقا کلی جنگ و جدال هم بهش اضافه شده... در ادامه مهمت...
راهنمای کامل خنده ممنوع /
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 1:29
گزارشهای تازه درباره «خنده ممنوع /» منتشر شده است. آنچه تاکنون منتشر شده حاکی از آن است که میگما یه گونی بزرگ پیاز و هویج برامون آورد خب بیا خودتم کمک کن عه ! هی من هیچی نمیگم . میگما طبیعیه که من دیگه خیلی زود از هر چیزی شاد نمیشم . اشتباه نکن افسرده نیستم . میگما... در ادامه تمامی اطلاعات منتشرشد...
روزگار چایی و خرما
-
تاریخ: 1401/4/17 ساعت: 22:24
بنده فارغ التحصیل کارشناسی گرافیک و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد حسابداری هستم... این دو به هم ربطی داره آیا؟؟باید اینو بگم که مطالب وبلاگ دل نوشته و تراوشات ذهنی خودم هست . ضمنا در مورد لینک کردن باید بگم افرادی را لینک میکنم که :1 : یا جز دوستان صمیمی من باشند.2: یا مدتی است وبلاگ آنها را می خوانم و...
جیر جیرکها در شب میخوانند
-
تاریخ: 1401/4/17 ساعت: 22:24
بَعدِ یَه مِدَت اومِدُم وِب ، حالو میبِنُم اَی دِلِ بی خَیال ! قالُبُم تِرکیده و پوکیدَه ..... حالو اینَم کاریه خو ؟اَی لَجِش رَفتُم یَی قالِبِ زشت و بی نِمَک گُذاشتَیم که دِلوم هَمچی حال وَیاد ..... اَصلا سِرُم شُلوغِ . مَی وَتانِم ( مگه میتوانم ) وِیام ( بیام) دستی و خَطی بَنویسِم ؟ نه .... خو دِ...
همکار جدید
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:45
خب اینم از همکار جدید که فردا میاد پیش من البته فقط چند ماه برای گذروندن ماموریتش. واقعا هوا گرم شده اوووووف.. مخصوصا آش تند و تیزی که الان خوردم بدترم شدم... اگه به من بود که هست همین الان میرفتم یه تخت میخوابیدم... خب فعلا ...
همکار پاییزی
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:45
دوباره همکار جان برای ماموریت میاد پیش بنده و احتمالا مدت زیادی هم خواهند ماند.. خب به من چه... مدیر عامل جان میشه دفعه بعد دقیقه نودی نباشی؟ لطفا؟! میزنم شل و پل و لهیدت میکنما... راستی آقای فلانی خیلی پسر خاله نشو، امروز اومده همین که یه نمه مهربون میشم سریع خودشو پشت سیستم ولو میکنه پررررررو والا...
جگرکی
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:45
مهمان جان برای شام یک جگرکی راه انداخته که نگوووو... ینی نگو نه اصلا بگو..... بروم که اگر نروم همه را میخورَندَندی و از برای ما چیزی باقی نمانَندی....
کرونا
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:45
ینی د را چنان به ورزش واداشتیم و تحرکی به او ببخشیدیم که در عمرش ندیده بود... بگذریم... همکار از کرونا میترسد بیش از حد و حدود، برایش عددی ماسک و دستکش ببردیم و اینگونه رستگار بشدیم و اما من که یک عدد شربت سرفه را چنان سر بکشیدم که اکنون حالت یک عدد
همکار قورباغه امان
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:45
ما یک عدد دختر همیشه گرسنه ایم! کسی میداند ما را چه شده است؟ هر چه می خوریم باز دوست بداریم که بخوریم. مسائل کاری و شرکت و کرونا و همه چیز در هم تنیده شده می باشد و کلا شبیه عنکبوتی میمانیم که به دور خود تار تنیدن می نماییم و باشد که رستگار باشیم
1400/01/01
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:45
سلااااااااااام. ما اومدیییم اونم بعد مدتهااااااا. یهو توی 1400 یاد این وبلاگ و وبلاگ نویسی و اینکه یه زمونی دست به تایپ بودم افتادم. اینقدر شرایط کاری و کرونا همه چیز رو از یادم برد که هیچی دیگه. اما خب دلیل نیومدنم بیشتر همون رستگار شدن بود!!!!! ها ننه! ساعت هم که باز میره جلو ! خب بره چکار من. فعل...
۱۳ بدور!!!!!
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:45
آمده ایم که فقط این را بگوئیم و بِرَوَندیم.... ۱۳ بدر نزدیکَندی و کرونا نَزدیکَندیتَر، پس بِتُمرگیدَندید در خانه هاتان.!!! والو بو خودا اصلا نفهمیدیم چرا آمدیم یا امدنمان بهر چه بود یا اینکه اصلا چه گفتیم .....
گاهی حقیقت سراب میشود
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 17:34
با غریبه بودم داشتیم بدو بدو میرفتیم اینور و اونور ... با کوله پشتی هم بودیم ینی کلی بار روی دوشمون بود و اینکه من واقعا آخرش نفهمیدم چه هدفی رو دنبال میکردیم اما یهو دیدیم یه مار خیلی بلند از سوراخ دیوار اومد بیرون که راهمون رو سد کرد ترسیده بودم ولی خب غریبه بهم گفت نترس فقط سریع از بینشون عبور کن...
سخنی گویم که بدانی
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 17:34
دیگه حالا جوری شده که اگه بستنی عالی و خوشمزه بخوای باید گرون بخری وگرنه نمیچسبه حالا باز این بستنی گرونا هم که میخری گاها بیشترشون یه روکش کلفت کاکاو روی بستنی داره از نوعی که تا میایی یه گاز بزنی نصف روکش از نوع بزرگ کنده میشه طوری که تو هنوز اولِ راهی و میخوای از خوردنش لذت ببری منتها با این اوصا...