خرید بک لینک

ما یک عدد دختر همیشه گرسنه ایم! کسی میداند ما را

چه شده است؟ هر چه می خوریم باز دوست بداریم که

بخوریم. مسائل کاری و شرکت و کرونا و همه چیز در هم تنیده

شده می باشد و کلا شبیه عنکبوتی میمانیم که به دور خود تار

تنیدن می نماییم و باشد که رستگار باشیم. همکار ما با یک عدد

ماسک آبی و دستکش های سبزش، ما را به یاد موجودی می اندازد.

اگر گفتید؟ خب قورباغه!! اول صبحی که او را تماشا می نماییم

احساس نموده که یک عدد وزغ که مدام هم قور قور میکند(کنایه

از زیاد صحبت کردنش).

جناب رییس هم مدام به این همکار وزغی ما، پز مدیر عامل بودنش را

میدهد...این را هم مانند خروسی که هی مدام قوقولی قوقولی میکند در نظر ما میشبیهاند. خدا ما را ببخشد! پس خودمان شبیه چه هستیم در نظر اوشان؟

خلاصه اینکه این وقت شب دلمان هوس ساندویچ پنیر و خیار

بنموده است با اینکه یک ساعت قبلش هم چیزی را کوفت نموده ایم

نمیدانم آخرش رستگار میشویم یا نه؟! فعلا که این کرونای لعنتی

نگذاشت... تا ببینیم بعدها چه شود آیا؟

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:45

صفحه بندی