خرید بک لینک

امروز تولدمه بعد همراه اول مکالمه رایگان

داده... بعد حالا تو فکر اینم که چه کسی شایسته

است که بهش بزنگم و حرف بزنم و اینا... رفتم یه

سری به مخاطبان گوشیم زدم ببینم این دختر شایسته

کیه که افتخار زنگیدن منو داره دیدم یه تعدادی فامیل

هستن که اصلا ماه تا ماه نمیبینمشون دلمم تنگ نشده... یه

سری خانواده ام هستن که خب همیشه توی خونه

میبینمشون... یه سری دُکی ها و اساتید دانشگاه هم که

اصلا کلی خودشونو میگیرند... خلاصه این یه سری ها

زیاد بودن تا رسیدم به همکلاسی های دوره لیسانس و ارشد

که خب لیسانسه ها که هیچ کدامشون آدم نبودن والا...

اما اما اما ارشدیا فقط یکیشون لیاقت داشت و یه جورایی

با هم خوب بودیم اما منتها ولی احتمالا فکر کردم که اونم

اگه بهش بزنگم یُخده زیادی لوس بشه... پس تصمیم کُبریایی

که گرفتم این بود که فهمیدیم هیچ کس به جز خودمان لیاقت

زنگیدن و حرفیدن و بوسیدن ندارد... هه والا...

یاد بگیرید....همین دیگه حالا برم به

خودم زنگ بزنم و بحرفم که خیلی وقته خودمو از یادم

رفته... اصلا حالا فکرش میکنم میبینم چه قددددددر دلم

وآسه خودم تنگولیده ... هعععی... پیر شدم رفت...

نمیدونم بعد این هممممه سال خودم گوشی رو برداره و جواب

بده یا اونم قهر کرده و منو شایسته جواب دادن نمیدونه...

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1396 ساعت: 14:16

صفحه بندی